محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1134
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
[ خلع كردن منصور عيسى بن موسى و سفّاح ولايت خويش از پس مرگ منصور [ را ] داده بود ، و از پس منصور عيسى بن موسى بن علىّ بن عبد الله [ بن ] العبّاس . پس چون منصور بنشست او را دشمنان برخاستند ، و هر كجا حربى سختتر بود و دشمنى قوىتر بود ، عيسى را آنجا فرستادى تا مگر كشته شود تا او پسر خويش ولى عهد كند . خود كشته نشد و ظفر همى يافت . پس منصور مكرى بكرد بر عيسى تا مگر او را بدان بتواند كشتن . عيسى آن كيد او را اندر يافت . و آن كيد آن بود كه عمّ منصور ، عبد الله بن على به زندان بود . چون سال صد و چهل و هفت به آخر آمد و وقت حجّ ببود ، منصور نيّت حجّ كرد و از بغداد برفت . اميرى بغداد به عيسى داد ، و عمّ را ، عبد الله بن على به دست او اندر نهاد و گفت اين را بكش تا من و تو از اين برهيم كه اين دشمنى بزرگ است ما را ، و هم آن روز كه من از بغداد بيرون شوم تو او را به خبه بكش تا كس نداند كه او را كشتى . عيسى عبد الله را بازداشت . چون منصور به كوفه رسيد نامه كرد به عيسى كه آنكه ترا فرمودم كردى . جواب كرد كه چنان كردم كه تو فرمودى . منصور به كوفه بيستاد و نيّت حجّ بازافگند و مردمان را چنان نمود كه مرا خبر آمد كه به باديه اندر آب تنگ است ، امسال حجّ را تأخير كنم تا ديگر سال .